تبلیغات
جایی برای بارش...
قالب وبلاگ

جایی برای بارش...
 

ای که درد دوری ات دائم عذابم می دهد...

مهربانی کن بیا در خواب هایم ،  لااقل...!


مریم حیدری

[ 8 آذر 95 ] [ 10:57 ق.ظ ] [ فرشته ]

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است / دیدم شروع محشر کبرای دیگر است

گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه / تاریک تر ز عرصه تاریک محشر است  . . .



[ 8 آذر 95 ] [ 12:12 ق.ظ ] [ فرشته ]

ناخوشم،
    گیجم،
      غمینم، 
        خسته ام، مات ام، ببین

 با نبودت هربلایی بوده آوردی به بار!

مجتبی سپید


[ 7 آذر 95 ] [ 10:55 ق.ظ ] [ فرشته ]

بدانی ،
چقدر تو را آرزو کرده ام ! 
با دستان خودت برآورده ام می شدی 

مهران طاهری

[ 6 آذر 95 ] [ 10:53 ق.ظ ] [ فرشته ]

هوا خیس است 
و شهر بوی تمام خاطره های پاییز را گرفته است...
سردت كه شد، 
دستانت را "ها" كن 
به رسم همان روزهای بچگی....



[ 5 آذر 95 ] [ 10:51 ق.ظ ] [ فرشته ]

امروز زنی را دیدم 
بوسه از لبانش می چکید 
خدا را شکر 
پس هنوز مردی هست   
که "عاشقانه" می بارد ...


بهرنگ قاسمی


[ 4 آذر 95 ] [ 10:47 ق.ظ ] [ فرشته ]

‌ ‌‌
زمستان كه بیاید
اوضاع بهتر مى‌شود
كسی به دو عاشق كه از سرما
یكدیگر را بغل كرده‌اند
كاری ندارد...

نیما معماریان

[ 3 آذر 95 ] [ 08:45 ب.ظ ] [ فرشته ]

سعدیا گفتی که مهرش میرود
 از دل ...
ولی
 مهر رفت
 آبان که آرامم نکرد...
آذر سلام..!!

علیرضا‌جعفری

[ 2 آذر 95 ] [ 10:36 ق.ظ ] [ فرشته ]

: گفت عشق نه!
بیا تا همیشه "دوست" بمانیم 
دستش را رها كردم
: گفتم
ببخشید ما به كسی كه 
برایش روزی چندبار 
از درون فرو میریزیم
دوست نمی گوییم ...

فرید صارمی

[ 4 آبان 95 ] [ 11:31 ب.ظ ] [ فرشته ]

کافیست بشکنی
دیگر چه فرقی‌ می‌کند
برایت بمیرند
یا عاشقت شوند
تــــکــه تــــکـــه می‌‌شوند
آرزوهایی که با آنها رویا ساخته بودی...

امیر وجود

[ 3 آبان 95 ] [ 11:27 ب.ظ ] [ فرشته ]

فرض کن حسرت پاییز تورا درک کند
روز بــرگشتــنِ او "اوّلِ آبـان" باشــد


امیدصباغ نو

[ 2 آبان 95 ] [ 11:25 ب.ظ ] [ فرشته ]

نیست یک‌ساعت قرار این جان بی‌آرام را
یا رب! آن آرام‌جان بی‌قرار من کجاست؟

هلالی_جغتایی

[ 1 آبان 95 ] [ 11:25 ب.ظ ] [ فرشته ]


مانند پاییز می مانی ...

آدم نمی داند چه بپوشد ، 
وقت دیدنت ...

کامران رسول زاده

[ 30 مهر 95 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ فرشته ]

-آمدمت
      کـه
         بنگرم ..
        گریه ؛
      امان 
نمی‌دهد ... 

مهدی اخوان ثالث

[ 29 مهر 95 ] [ 11:47 ق.ظ ] [ فرشته ]

در سرزمینی که
پدر به خاطر غم فقر 
در نگاه کودکش آرزوی مرگ  می کند
گلایه از جفای عشق 
خنده دار است


شیما سبحانی

[ 28 مهر 95 ] [ 02:54 ب.ظ ] [ فرشته ]

شب تندی ست 
و خبر نیامدنت 
تکه تکه ام می کند 
این شبها به صبح نمی رسد 
می دانم ...می دانم 
شبهای زیادی
 بی تو خواهم مرد

مریم پورقلی

[ 27 مهر 95 ] [ 02:53 ب.ظ ] [ فرشته ]

تنهایی
مثل باران پاییزی
وسوسه‌ی قدم‌زدن است در خیابان؛
که می‌روی، 
و باز می‌‌گردی؛ 
و تازه می‌فهمی
خیس شده‌ای، تا مغز استخوان‌هات!


 رضا کاظمی


[ 26 مهر 95 ] [ 02:51 ب.ظ ] [ فرشته ]

حقیقت این است كه
هركسی تو را خواهد رنجاند
فقط باید آنهایی را پیدا كنی 
كه ارزش رنج كشیدن 
به خاطرشان را داشته باشند.


باب مارلی

[ 25 مهر 95 ] [ 02:49 ب.ظ ] [ فرشته ]


زنی دیدم که در گودال می رفت 
پریشان خاطر و احوال می رفت 

گلی گم کرده بود اما بمیـــــرم 
به هر گل می رسید از حال می رفت

[ 24 مهر 95 ] [ 02:48 ب.ظ ] [ فرشته ]

باید به استقبال مردن رفت وقتی

پاییز‌باشد
           مهر باشد
                        جمعه باشد


انسیه ارزومندی

[ 23 مهر 95 ] [ 03:16 ب.ظ ] [ فرشته ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

تعداد کل صفحات : 158 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

دوستان سلام
این وبلاگ برای نوشتن بعضی دست نوشته ها ایجاد شده...!


اینــــجآ فقطــ واژهـ مے فروشیمـــ و "سكوتـــــ " مے خریمــ ،


نویسندگان فعلی دانشجویان گیاه پزشکی دانشگاه باهنر کرمان بودند....!!!!!!!
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :