جایی برای بارش...
30 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته

به تمام آن ها
به همه شان
که معجزه ای دارند
بگو!
معجزه یعنی
امروز هم من
بدون او زنده ماندم!

حامد_موسوی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
29 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
"من و تو "
مگر چند هجا 
از هم فاصله دارند
که "ما "اینچنین از هم
دور افتاده ایم

سارا قبادی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
28 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
شنبه
یکشنبه
"تو" شنبه !
امروز لبریز از "تو"ست
"تو"یی که هست
"تو"یی که نیست
"تو"یی که هست ُ سهم روزگارم نیست
آی "تو"
خودت را بمن بده
منی که یادت برایش همیشه گی ست ..


مصطفی_نجفی_عمران




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
25 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
ﺩﯾﺸﺐ ﺧﻮﺍﺏِ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ
ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺑﻮﺩ؛ ﺑﺎﺭﺍﻧﻢ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ
ﻣﻮﻫﺎﯼِ ﺑﻠﻨﺪ؛ ﭘﻮﺳﺖِ ﺳﺒﺰﻩ
ﻭ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﮏ ﻭ ﻧﺎﺯ ﺩﺍﺷﺖ
ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ
ﺑﺎﺑﺎ ؟
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ
ﺟﺎﻥِ ﺑﺎﺑﺎ ؟
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﭼﺮﺍ ﺍﺳﻢِ ﻣﻦ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﺪ ؟
ﯾﺎﺩِ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻢ
ﯾﺎﺩِ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕِ ﺑﺎﺭﺍﻧﯿﻢ
ﯾﺎﺩِ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ
ﺗﺎ ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﻢ ﺑﯽ ﺗﺮﺱ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﻮﻧﺪ
ﯾﺎﺩِ ﺭﻓﺘﻦِ ﺯﻭﺩﻫﻨﮕﺎﻡِ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ
ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ
ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖِ ﺑﺎﺭﺍﻧﻢ ...
ﺑﻪ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻝِ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ
ﭘﺎ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺯﯾﺮِ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺁﺭﺯﻭ ﻭ ﺧﯿﺎﻝ ﻗﺪﻡ ﻣﯽ ﺯﺩﻡ
ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ
ﺑﺎﺑﺎ ؟
- ﺟﺎﻧﻢ ؟
ﻣﻦ ﻣﺜﻞِ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﺭﻭﻧﺎ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﺍﺷﮑﺎﺗﻮ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺎﺭﻡ ؟
ﻭ ﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﺣﻮﺍﺳﻢ ﺑﻪ ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﻢ ﻧﺒﻮﺩ . .
ﺑﯽ ﺷﮏ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﺎ
ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﺑﯽ ﺷﮏ ﺭﻭﺯﯼ
ﺑﺎﺭﺍﻥِ ﻣﻦ
ﺍﺷﮏِ ﺷﻮﻕِ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﺑﯽ ﺷﮏ ... !
.
عادل_دانتیسم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
24 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
دست های هم را فشار می دهیم
چشم هامان را پاک می کنیم
می رویم
و خیابان قیچی زنگ زده ای ست
که ما را
به دو عکس یک نفره
تقسیم می کند... .

خوبی اش این است که
دلمان برای هم تنگ نمی شود
شبیه مرغابی هایی
که در یک روز
سرشان را بریده باشند...

حامد_ابراهیم_پور




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
23 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
عاقلانه کنارگذاشتمت ؛ اما
هر بار که
مژه ای می افتد
روی گونه ام
بی اختیار ، تو را آرزو می کنم...

مثل بعضی صبح ها
که یادم می رود نیستی ؛
وَ بلند می گویم :
صبح به خیر...

مینا_آقازاده




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
22 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
استراگون : به من دست نزن !
از من سوال نکن ! 
با من حرف نزن ! 
پیشم بمون !
ولادیمیر : تا حالا ترکت کردم؟
استراگون : نه... ولی تو بدترش رو انجام دادی ؛
 گذاشتی که من برم.



ساموئل بکت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
21 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
مردی 
که عاشق می شود
کلافگی اش را
خراب می کند بر سر یک نخ سیگار
و چایی
قهوه
نه...
مردی که عاشق می شود
تمام ساعت هایش را
گیج می زند..

آریو_همتی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
20 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
مسافرم
اما هیچ مقصدی ندارم
وقتی تو نباشی
جاده ها
فقط ادامه دارند

آریا_معصومی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
16 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
برای تو که نمی آیی
برای این همه بغض
بهانه بیاور
چیزی بگو که بتوانم
دلم را به آن خوش کنم
چیزی بگو که بتوانم
خودم را راضی کنم که هنوز هم
می شود زنده بود
می شود نفس کشید
من خودم را 
در گوشه ای از این دنیا 
جا گذاشته ام 
و نمی خواهم 
دیگر 
کسی را جدی بگیرم.
.
جاوید_جوان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
15 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
حسود نیستم
فقط گاهی 
غبطه می خورم
به پوستِ تنِ تـو
که برایت آغوشی شده
بدون مرز!

مریم_یزدان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
14 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
بعـد از تــو 
دیگر عشق در قلبــم نمی جوشد
آتشفشــان مــرده ای در بسترم دارم.

#شیرین_خسروی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
13 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
چقدر من دیدنت را دوست دارم
در خواب
در غروب
در همیشه ی هر جا
هرجایی که بتوان تو را دید
صدا کرد
و از انعکاسِ نامت کِیف کرد!
چقدر من
دیدنِ تو را دوست دارم

"افشین صالحی"




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
12 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته

          دلم میخواهد 
          تو را در جمع
          بنام پسرم بخوانم 
          مثل پدربزرگ 
          که مادربزرگ را ...
          مهم نیست این کار
          چقدر بدوی بنظر بیاید
          من به نام کوچک تو غیرت دارم 

گندم_بوربور




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
11 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
زندگی

روزهای خوبت هم

مثل این شعر تلخ و دلگیرند!

قبل رفتن

فقط بلندم کن،

شاعران ایستاده می میرند!

| رویا_ابراهیمی |




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
10 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
نه عاقِدی در کار بود ،
نه خطبه ای ،
نه کاغذی امضا کردیم ،
نه قرارداد نوشتیم ،
ولی ...
چه تعهد شیرینی !
" دستهایت "
مرا به تمامِ آدم های سرزمینم حـــــــــــــرام کرد !...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
9 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
هیچ کس
گناه را گردن نگرفت؛

یک سیب کم شده بود
و طبیعتاً
دیواری کوتاه تر از یک زن
 پیدا نمی شد...

هدیه سبحانی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
8 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
دیر شده است... خیلی دیر!
باید به اولین تلفن عمومی ک رسیدم،
بی معطلی شماره ی تو را بگیرم!
و تو با دیدن شماره شک کنی،
تعجب کنی،
و با بهت زدگی جواب بدهی:
بله؟
...
بله؟
...
و بعد بوق بوق بوق ،قطع کنی و
من یادم بیاید که کارت تلفن نخریده ام...
و غم انگیزتر...
من ک اصلا شماره ی تو را ندارم!!
اگر توانستی خبری از خودت بده،
خبری خوش!
مانند پایان جنگ
جنگی که در من به پا کرده ای!!

| زهرا_حسین_زاده |




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
7 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
به شدت 
به آغوش معشوقه هیتلر فکر میکنم 
که در رام کردن آن همه کینه 
چه اغوشی بوده است
 و به اندازه یک جنگ جهانی
 دلم میخواهدش... 

"سید علی صالحی"




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
6 بهمن 94 :: نویسنده : فرشته
بانوجان!
دیشب که نیامده بودی...
_مثل همیشه_
رفتم گوشه ی "حیات خلوت"!
برف ها را کنار زدم
و با سرپنجه های تیز حسرت
چاله ای کندم!
به عمق یک باور...

آنوقت "من" را
آهسته و آرام
از جیب تنهایی درآوردم 
و گوشه ی چاله
خاک کردم!
_بی آنکه حرفی بزند!_

میدانی...
 "من" باید گاهی
بی سر و صدا
بمیرد!
و به سوت ممتد ضجه ها
پایان دهد...



امیر_شکفته




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic