جایی برای بارش...
4 مهر 92 :: نویسنده : الی


کاش آدم ها یکم جرات داشتن …
گوشی رو برمیداشتن و زنگ میزدن و میگفتن :
ببین ؛ دلم واست تنگ شده ،
واسه هیچ چیز دیگه ای هم زنگ نزدم … !
 





نوع مطلب : دل نوشته...، 
برچسب ها : میدونم تکراریه!، یادآوری!،
لینک های مرتبط :
4 مهر 92 :: نویسنده : الی

چقدر آشنایید . آیا شما همان کسی نیستید که صبح ها خورشید را بیدار می کند تا خواب نماند .

شوخی کردم ؛ اما واقعا آشنایید . فهمیدم شما معروفترین گلی هستید که در افسانه ها بر روی دورترین قله مخوف داستان می روید .

قبول ، شوخی خوبی نبود ، اما جدی می گویم آشنایید . به نظرم شما را دوست دارم .

به نظرتان شما را دوست دارم ؟

چقدر آشنایید . همان کسی نیستید که دستان لم داده بر مبلش فرمانروای خانه من بود و آهنگ صدایش سمفونی جدید بتهون پس از مرگ ؟

آیا شما همانی نستید که خندهایتان قند را تجدید می کرد در قندان و شیرینی نگاهتان از شکرستان هند نیامده بود؟

آیا شما همانی نیستید که در چشمانم تکثیر می شوید ؟

آیا دوستم نداشتید با صدای بلند و چکمه های بازیگوش و من آیا شما را نمی خواستم همیشه ؟

و من آیا شما را نمی خواستم همیشه ؟

واقعا آشنایید . 









نوع مطلب : دل نوشته...، 
برچسب ها : میدونم تکراریه!، یادآوری!،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات